از کعبه گشاده گردد - تاریخ: 1391/12/6 ساعت: 21:23
چون رایت عشق آن جهانگیر شد چون مه لیلی آسمان گیر برداشته دل زکار او بخت درماند پدر به کار او سخت خویشان همه در نیاز با او هریک شده چاره ساز با او بیچارگی ورا چو دیدند در چاره گری زبان کشیدند گفتند به اتفاق یک سر کز کعبه گشاده گردد این در حاجت گه جمله جهان اوست محراب زمین و آسمان اوست چون موسم حج رسی...
از کعبه گشاده گردد - تاریخ: 1391/12/6 ساعت: 21:26
چون رایت عشق آن جهانگیر شد چون مه لیلی آسمان گیر برداشته دل زکار او بخت درماند پدر به کار او سخت خویشان همه در نیاز با او هریک شده چاره ساز با او بیچارگی ورا چو دیدند در چاره گری زبان کشیدند گفتند به اتفاق یک سر کز کعبه گشاده گردد این در حاجت گه جمله جهان اوست محراب زمین و آسمان اوست چون موسم حج رسی...
گفتم غم تو دارم... - تاریخ: 1391/11/24 ساعت: 23:43
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز گفتازخوب رویان این کار کم ترآید گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شبروست او ازراه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کزباد صبح خیزد گفتاخنک نسیمی...

برچسب‌های مرتبط

گفتم غم تو دارم... | شعرهای قشنگ |